Tuesday, December 1, 2009

جمهوری اسلامی : مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز 3 شنبه خود تحت عنوان «آیا مجلس در راس امور است» نوشت : مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

متن کامل سرمقاله جمهوری اسلامی بشرح ذیل است:

هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گرامي داشته مي شود. اين نامگذاري به اين دليل صورت گرفته كه شهيد مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي بود و به همين دليل توسط رضاخان پهلوي تبعيد شد و به دستور او در يك روز ماه مبارك رمضان و درحالي كه روزه دار بود به شهادت رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني از مدرس تجليل كردند و خاطرات به يادماندني و مهمي از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي نقل نمودند و همين امر موجب شد نام و ياد مدرس كه در دوران پهلوي تلاش مي شد فراموش شود به ذهن ها و كتاب ها و رسانه ها برگردد و نمايندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همين مناسبت از او تجليل كنند.

اما به نظر مي رسد هرچه بر عمر مجلس شوراي اسلامي افزوده مي شود از ميزان پيروي عملي نمايندگان مجلس از سيره عملي مدرس كاسته مي شود. مدرس هم در بخش فردي زندگي خود و هم در بخش اجتماعي ويژگي هائي داشت كه همان ويژگي ها او را به يك عنصر ممتازو اسوه و الگو براي نمايندگان و مسئولان كشور تبديل كردند. فقط اگر چنان ويژگي هائي در نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وجود داشته باشد مي توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به كشور خدمت كنند.

مدرس در زندگي فردي وام دار هيچكس نبود و به همين دليل بر سر اصول با كسي سازش نمي كرد و اهل معامله نبود. او اين امتياز را از ساده زيستي خود داشت همان خصلتي كه امام خميني با نقل خاطرات زيادي مدرس را به خاطر برخورداري از آن ستودند و آنرا به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ومسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز بسيار توصيه كردند.

نماينده اي كه از روز ورود به مجلس به فكر راي آوردن در دوره بعدي است و براي آنكه مبادا صلاحيتش را رد كنند و يا گروه هاي فشار موجب منزوي شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود عمل كند. امروز كساني را مي شناسيم كه بعد از اتمام دوره نمايندگيشان در مجلس شوفر تاكسي شده اند تا بتوانند زندگي روزمره خود را تامين كنند. افراد ديگري را سراغ داريم كه چون در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند طبق ميل اين و آن حرف بزنند و راي بدهند در دور بعدي از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از كرسي نمايندگي مردم كوتاه شد. كساني كه نميخواهند به چنين سرنوشتي مبتلا شوند چاره كار را در فروختن استقلال خود به اين حزب و آن گروه و اين مسئول و آن صاحب قدرت مي بينند و هرگز نمي توانند حتي به ميم كلمه مدرس برسند چه رسد به اينكه به راه و رسم مدرس شدن فكر كنند!

در زندگي اجتماعي مدرس تا زماني كه عضو مجلس بود به وظيفه اي كه مجلس در برابر مردم و كشور دارد فكر مي كرد. قانونگذاري و نظارت بر عملكرد مسئولان دو وظيفه مهم نمايندگان مردم در مجلس هستند. نمايندگان فقط وقتي مي توانند به اين دو وظيفه مهم عمل كنند كه آئينه تمام نماي موكلين خود يعني مردم باشند و از وكيل الدوله بودن پرهيز كنند. به همين دليل است كه قواي سه گانه از نظر قانون اساسي كاملا مستقل تعريف شده اند و نبايد در كار همديگر دخالت كنند. نظارت مجلس نيز به معناي دخالت نيست ولي اين ويژگي را دارد كه بازدارنده است و باعث مي شود مسئولان در هر مقام و هر رده اي كه باشند فقط طبق قانون اساسي و در چارچوب قوانيني كه مجلس تصويب مي كند عمل كنند. اين روش درعين حال كه رابطه سالم و كارساز مبتني بر تعامل را ميان مجلس و ساير قوا تنظيم مي كند مانع تخطي مسئولان از وظايف قانوني تعيين شده مي گردد و جلوي خطرهائي از قبيل استبداد پنهان كاري سازش با بيگانگان و باز شدن منافذ براي استعمارگران را مي گيرد.

مدرس با حفظ پاي بندي به قانون و پشت پا زدن به اميال نفساني و منافع نامشروع حزبي و گروهي و جناحي به چنان قدرت روحي بالائي رسيد كه توانست رضاخان را عليرغم همه قلدري هايش تحقير كند اولتيماتوم روس ها را خنثي نمايد و مجلس را به اوج استقلال برساند. اين همان تعبيري است كه امام خميني براي نشان دادن جايگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس كاري كرده بود كه مجلس در راس امور بود و براي از بين بردن همين ويژگي بود كه رضاخان با مدرس جنگيد و پس از آنكه از طريق تهديد و تطميع نتوانست كاري از پيش ببرد او را تبعيد كرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و يك مشت وكيل الدوله را به نام نمايندگان مردم بر مجلس تحميل نمود.

خدمت بزرگي كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ملت ايران كرد اينست كه هويت مجلس را به آن باز گرداند و امام خميني با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاكيد كردند و نمايندگان را متوجه اين واقعيت ساختند كه در تصميم گيري ها بايد آزاد عمل كنند و زيربار هيچكس نروند. بزرگداشت شهيد مدرس به اينست كه نمايندگان مجلس در عمل به او اقتدا كنند و آزادي خود و استقلال مجلس را حفط نمايند. اينكه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمي در مجلس برپا شود و عده اي مقالاتي بخوانند و شعارهائي بدهند براي ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پيروي از مدرس نيست . مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

نمايندگان محترم مجلس بهتر است به جاي بزرگداشت شعاري مدرس در سيره عملي مدرس مطالعه نمايند و به اين واقعيت توجه كنند كه اگر به راه مدرس نروند نه مي توانند در برابر خطر استبداد داخلي بايستند و نه نفوذ استعمار خارجي .

جمهوری اسلامی : مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز 3 شنبه خود تحت عنوان «آیا مجلس در راس امور است» نوشت : مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

متن کامل سرمقاله جمهوری اسلامی بشرح ذیل است:

هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گرامي داشته مي شود. اين نامگذاري به اين دليل صورت گرفته كه شهيد مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي بود و به همين دليل توسط رضاخان پهلوي تبعيد شد و به دستور او در يك روز ماه مبارك رمضان و درحالي كه روزه دار بود به شهادت رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني از مدرس تجليل كردند و خاطرات به يادماندني و مهمي از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي نقل نمودند و همين امر موجب شد نام و ياد مدرس كه در دوران پهلوي تلاش مي شد فراموش شود به ذهن ها و كتاب ها و رسانه ها برگردد و نمايندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همين مناسبت از او تجليل كنند.

اما به نظر مي رسد هرچه بر عمر مجلس شوراي اسلامي افزوده مي شود از ميزان پيروي عملي نمايندگان مجلس از سيره عملي مدرس كاسته مي شود. مدرس هم در بخش فردي زندگي خود و هم در بخش اجتماعي ويژگي هائي داشت كه همان ويژگي ها او را به يك عنصر ممتازو اسوه و الگو براي نمايندگان و مسئولان كشور تبديل كردند. فقط اگر چنان ويژگي هائي در نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وجود داشته باشد مي توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به كشور خدمت كنند.

مدرس در زندگي فردي وام دار هيچكس نبود و به همين دليل بر سر اصول با كسي سازش نمي كرد و اهل معامله نبود. او اين امتياز را از ساده زيستي خود داشت همان خصلتي كه امام خميني با نقل خاطرات زيادي مدرس را به خاطر برخورداري از آن ستودند و آنرا به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ومسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز بسيار توصيه كردند.

نماينده اي كه از روز ورود به مجلس به فكر راي آوردن در دوره بعدي است و براي آنكه مبادا صلاحيتش را رد كنند و يا گروه هاي فشار موجب منزوي شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود عمل كند. امروز كساني را مي شناسيم كه بعد از اتمام دوره نمايندگيشان در مجلس شوفر تاكسي شده اند تا بتوانند زندگي روزمره خود را تامين كنند. افراد ديگري را سراغ داريم كه چون در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند طبق ميل اين و آن حرف بزنند و راي بدهند در دور بعدي از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از كرسي نمايندگي مردم كوتاه شد. كساني كه نميخواهند به چنين سرنوشتي مبتلا شوند چاره كار را در فروختن استقلال خود به اين حزب و آن گروه و اين مسئول و آن صاحب قدرت مي بينند و هرگز نمي توانند حتي به ميم كلمه مدرس برسند چه رسد به اينكه به راه و رسم مدرس شدن فكر كنند!

در زندگي اجتماعي مدرس تا زماني كه عضو مجلس بود به وظيفه اي كه مجلس در برابر مردم و كشور دارد فكر مي كرد. قانونگذاري و نظارت بر عملكرد مسئولان دو وظيفه مهم نمايندگان مردم در مجلس هستند. نمايندگان فقط وقتي مي توانند به اين دو وظيفه مهم عمل كنند كه آئينه تمام نماي موكلين خود يعني مردم باشند و از وكيل الدوله بودن پرهيز كنند. به همين دليل است كه قواي سه گانه از نظر قانون اساسي كاملا مستقل تعريف شده اند و نبايد در كار همديگر دخالت كنند. نظارت مجلس نيز به معناي دخالت نيست ولي اين ويژگي را دارد كه بازدارنده است و باعث مي شود مسئولان در هر مقام و هر رده اي كه باشند فقط طبق قانون اساسي و در چارچوب قوانيني كه مجلس تصويب مي كند عمل كنند. اين روش درعين حال كه رابطه سالم و كارساز مبتني بر تعامل را ميان مجلس و ساير قوا تنظيم مي كند مانع تخطي مسئولان از وظايف قانوني تعيين شده مي گردد و جلوي خطرهائي از قبيل استبداد پنهان كاري سازش با بيگانگان و باز شدن منافذ براي استعمارگران را مي گيرد.

مدرس با حفظ پاي بندي به قانون و پشت پا زدن به اميال نفساني و منافع نامشروع حزبي و گروهي و جناحي به چنان قدرت روحي بالائي رسيد كه توانست رضاخان را عليرغم همه قلدري هايش تحقير كند اولتيماتوم روس ها را خنثي نمايد و مجلس را به اوج استقلال برساند. اين همان تعبيري است كه امام خميني براي نشان دادن جايگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس كاري كرده بود كه مجلس در راس امور بود و براي از بين بردن همين ويژگي بود كه رضاخان با مدرس جنگيد و پس از آنكه از طريق تهديد و تطميع نتوانست كاري از پيش ببرد او را تبعيد كرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و يك مشت وكيل الدوله را به نام نمايندگان مردم بر مجلس تحميل نمود.

خدمت بزرگي كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ملت ايران كرد اينست كه هويت مجلس را به آن باز گرداند و امام خميني با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاكيد كردند و نمايندگان را متوجه اين واقعيت ساختند كه در تصميم گيري ها بايد آزاد عمل كنند و زيربار هيچكس نروند. بزرگداشت شهيد مدرس به اينست كه نمايندگان مجلس در عمل به او اقتدا كنند و آزادي خود و استقلال مجلس را حفط نمايند. اينكه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمي در مجلس برپا شود و عده اي مقالاتي بخوانند و شعارهائي بدهند براي ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پيروي از مدرس نيست . مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

نمايندگان محترم مجلس بهتر است به جاي بزرگداشت شعاري مدرس در سيره عملي مدرس مطالعه نمايند و به اين واقعيت توجه كنند كه اگر به راه مدرس نروند نه مي توانند در برابر خطر استبداد داخلي بايستند و نه نفوذ استعمار خارجي .

جمهوری اسلامی : مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز 3 شنبه خود تحت عنوان «آیا مجلس در راس امور است» نوشت : مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

متن کامل سرمقاله جمهوری اسلامی بشرح ذیل است:

هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گرامي داشته مي شود. اين نامگذاري به اين دليل صورت گرفته كه شهيد مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي بود و به همين دليل توسط رضاخان پهلوي تبعيد شد و به دستور او در يك روز ماه مبارك رمضان و درحالي كه روزه دار بود به شهادت رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني از مدرس تجليل كردند و خاطرات به يادماندني و مهمي از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي نقل نمودند و همين امر موجب شد نام و ياد مدرس كه در دوران پهلوي تلاش مي شد فراموش شود به ذهن ها و كتاب ها و رسانه ها برگردد و نمايندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همين مناسبت از او تجليل كنند.

اما به نظر مي رسد هرچه بر عمر مجلس شوراي اسلامي افزوده مي شود از ميزان پيروي عملي نمايندگان مجلس از سيره عملي مدرس كاسته مي شود. مدرس هم در بخش فردي زندگي خود و هم در بخش اجتماعي ويژگي هائي داشت كه همان ويژگي ها او را به يك عنصر ممتازو اسوه و الگو براي نمايندگان و مسئولان كشور تبديل كردند. فقط اگر چنان ويژگي هائي در نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وجود داشته باشد مي توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به كشور خدمت كنند.

مدرس در زندگي فردي وام دار هيچكس نبود و به همين دليل بر سر اصول با كسي سازش نمي كرد و اهل معامله نبود. او اين امتياز را از ساده زيستي خود داشت همان خصلتي كه امام خميني با نقل خاطرات زيادي مدرس را به خاطر برخورداري از آن ستودند و آنرا به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ومسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز بسيار توصيه كردند.

نماينده اي كه از روز ورود به مجلس به فكر راي آوردن در دوره بعدي است و براي آنكه مبادا صلاحيتش را رد كنند و يا گروه هاي فشار موجب منزوي شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود عمل كند. امروز كساني را مي شناسيم كه بعد از اتمام دوره نمايندگيشان در مجلس شوفر تاكسي شده اند تا بتوانند زندگي روزمره خود را تامين كنند. افراد ديگري را سراغ داريم كه چون در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند طبق ميل اين و آن حرف بزنند و راي بدهند در دور بعدي از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از كرسي نمايندگي مردم كوتاه شد. كساني كه نميخواهند به چنين سرنوشتي مبتلا شوند چاره كار را در فروختن استقلال خود به اين حزب و آن گروه و اين مسئول و آن صاحب قدرت مي بينند و هرگز نمي توانند حتي به ميم كلمه مدرس برسند چه رسد به اينكه به راه و رسم مدرس شدن فكر كنند!

در زندگي اجتماعي مدرس تا زماني كه عضو مجلس بود به وظيفه اي كه مجلس در برابر مردم و كشور دارد فكر مي كرد. قانونگذاري و نظارت بر عملكرد مسئولان دو وظيفه مهم نمايندگان مردم در مجلس هستند. نمايندگان فقط وقتي مي توانند به اين دو وظيفه مهم عمل كنند كه آئينه تمام نماي موكلين خود يعني مردم باشند و از وكيل الدوله بودن پرهيز كنند. به همين دليل است كه قواي سه گانه از نظر قانون اساسي كاملا مستقل تعريف شده اند و نبايد در كار همديگر دخالت كنند. نظارت مجلس نيز به معناي دخالت نيست ولي اين ويژگي را دارد كه بازدارنده است و باعث مي شود مسئولان در هر مقام و هر رده اي كه باشند فقط طبق قانون اساسي و در چارچوب قوانيني كه مجلس تصويب مي كند عمل كنند. اين روش درعين حال كه رابطه سالم و كارساز مبتني بر تعامل را ميان مجلس و ساير قوا تنظيم مي كند مانع تخطي مسئولان از وظايف قانوني تعيين شده مي گردد و جلوي خطرهائي از قبيل استبداد پنهان كاري سازش با بيگانگان و باز شدن منافذ براي استعمارگران را مي گيرد.

مدرس با حفظ پاي بندي به قانون و پشت پا زدن به اميال نفساني و منافع نامشروع حزبي و گروهي و جناحي به چنان قدرت روحي بالائي رسيد كه توانست رضاخان را عليرغم همه قلدري هايش تحقير كند اولتيماتوم روس ها را خنثي نمايد و مجلس را به اوج استقلال برساند. اين همان تعبيري است كه امام خميني براي نشان دادن جايگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس كاري كرده بود كه مجلس در راس امور بود و براي از بين بردن همين ويژگي بود كه رضاخان با مدرس جنگيد و پس از آنكه از طريق تهديد و تطميع نتوانست كاري از پيش ببرد او را تبعيد كرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و يك مشت وكيل الدوله را به نام نمايندگان مردم بر مجلس تحميل نمود.

خدمت بزرگي كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ملت ايران كرد اينست كه هويت مجلس را به آن باز گرداند و امام خميني با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاكيد كردند و نمايندگان را متوجه اين واقعيت ساختند كه در تصميم گيري ها بايد آزاد عمل كنند و زيربار هيچكس نروند. بزرگداشت شهيد مدرس به اينست كه نمايندگان مجلس در عمل به او اقتدا كنند و آزادي خود و استقلال مجلس را حفط نمايند. اينكه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمي در مجلس برپا شود و عده اي مقالاتي بخوانند و شعارهائي بدهند براي ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پيروي از مدرس نيست . مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

نمايندگان محترم مجلس بهتر است به جاي بزرگداشت شعاري مدرس در سيره عملي مدرس مطالعه نمايند و به اين واقعيت توجه كنند كه اگر به راه مدرس نروند نه مي توانند در برابر خطر استبداد داخلي بايستند و نه نفوذ استعمار خارجي .

جمهوری اسلامی : مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز 3 شنبه خود تحت عنوان «آیا مجلس در راس امور است» نوشت : مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است ؟ مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

متن کامل سرمقاله جمهوری اسلامی بشرح ذیل است:

هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گرامي داشته مي شود. اين نامگذاري به اين دليل صورت گرفته كه شهيد مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي بود و به همين دليل توسط رضاخان پهلوي تبعيد شد و به دستور او در يك روز ماه مبارك رمضان و درحالي كه روزه دار بود به شهادت رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني از مدرس تجليل كردند و خاطرات به يادماندني و مهمي از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي نقل نمودند و همين امر موجب شد نام و ياد مدرس كه در دوران پهلوي تلاش مي شد فراموش شود به ذهن ها و كتاب ها و رسانه ها برگردد و نمايندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همين مناسبت از او تجليل كنند.

اما به نظر مي رسد هرچه بر عمر مجلس شوراي اسلامي افزوده مي شود از ميزان پيروي عملي نمايندگان مجلس از سيره عملي مدرس كاسته مي شود. مدرس هم در بخش فردي زندگي خود و هم در بخش اجتماعي ويژگي هائي داشت كه همان ويژگي ها او را به يك عنصر ممتازو اسوه و الگو براي نمايندگان و مسئولان كشور تبديل كردند. فقط اگر چنان ويژگي هائي در نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وجود داشته باشد مي توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به كشور خدمت كنند.

مدرس در زندگي فردي وام دار هيچكس نبود و به همين دليل بر سر اصول با كسي سازش نمي كرد و اهل معامله نبود. او اين امتياز را از ساده زيستي خود داشت همان خصلتي كه امام خميني با نقل خاطرات زيادي مدرس را به خاطر برخورداري از آن ستودند و آنرا به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ومسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز بسيار توصيه كردند.

نماينده اي كه از روز ورود به مجلس به فكر راي آوردن در دوره بعدي است و براي آنكه مبادا صلاحيتش را رد كنند و يا گروه هاي فشار موجب منزوي شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود عمل كند. امروز كساني را مي شناسيم كه بعد از اتمام دوره نمايندگيشان در مجلس شوفر تاكسي شده اند تا بتوانند زندگي روزمره خود را تامين كنند. افراد ديگري را سراغ داريم كه چون در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند طبق ميل اين و آن حرف بزنند و راي بدهند در دور بعدي از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از كرسي نمايندگي مردم كوتاه شد. كساني كه نميخواهند به چنين سرنوشتي مبتلا شوند چاره كار را در فروختن استقلال خود به اين حزب و آن گروه و اين مسئول و آن صاحب قدرت مي بينند و هرگز نمي توانند حتي به ميم كلمه مدرس برسند چه رسد به اينكه به راه و رسم مدرس شدن فكر كنند!

در زندگي اجتماعي مدرس تا زماني كه عضو مجلس بود به وظيفه اي كه مجلس در برابر مردم و كشور دارد فكر مي كرد. قانونگذاري و نظارت بر عملكرد مسئولان دو وظيفه مهم نمايندگان مردم در مجلس هستند. نمايندگان فقط وقتي مي توانند به اين دو وظيفه مهم عمل كنند كه آئينه تمام نماي موكلين خود يعني مردم باشند و از وكيل الدوله بودن پرهيز كنند. به همين دليل است كه قواي سه گانه از نظر قانون اساسي كاملا مستقل تعريف شده اند و نبايد در كار همديگر دخالت كنند. نظارت مجلس نيز به معناي دخالت نيست ولي اين ويژگي را دارد كه بازدارنده است و باعث مي شود مسئولان در هر مقام و هر رده اي كه باشند فقط طبق قانون اساسي و در چارچوب قوانيني كه مجلس تصويب مي كند عمل كنند. اين روش درعين حال كه رابطه سالم و كارساز مبتني بر تعامل را ميان مجلس و ساير قوا تنظيم مي كند مانع تخطي مسئولان از وظايف قانوني تعيين شده مي گردد و جلوي خطرهائي از قبيل استبداد پنهان كاري سازش با بيگانگان و باز شدن منافذ براي استعمارگران را مي گيرد.

مدرس با حفظ پاي بندي به قانون و پشت پا زدن به اميال نفساني و منافع نامشروع حزبي و گروهي و جناحي به چنان قدرت روحي بالائي رسيد كه توانست رضاخان را عليرغم همه قلدري هايش تحقير كند اولتيماتوم روس ها را خنثي نمايد و مجلس را به اوج استقلال برساند. اين همان تعبيري است كه امام خميني براي نشان دادن جايگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس كاري كرده بود كه مجلس در راس امور بود و براي از بين بردن همين ويژگي بود كه رضاخان با مدرس جنگيد و پس از آنكه از طريق تهديد و تطميع نتوانست كاري از پيش ببرد او را تبعيد كرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و يك مشت وكيل الدوله را به نام نمايندگان مردم بر مجلس تحميل نمود.

خدمت بزرگي كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ملت ايران كرد اينست كه هويت مجلس را به آن باز گرداند و امام خميني با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاكيد كردند و نمايندگان را متوجه اين واقعيت ساختند كه در تصميم گيري ها بايد آزاد عمل كنند و زيربار هيچكس نروند. بزرگداشت شهيد مدرس به اينست كه نمايندگان مجلس در عمل به او اقتدا كنند و آزادي خود و استقلال مجلس را حفط نمايند. اينكه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمي در مجلس برپا شود و عده اي مقالاتي بخوانند و شعارهائي بدهند براي ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پيروي از مدرس نيست . مجلسي كه نتواند در « روز مجلس » از روساي قبلي مجلس كه در نظام جمهوري اسلامي خدمت كرده اند براي حضور در مراسم اين روز دعوت كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند تصويب يك لايحه را به پايان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه هاي غيرقانوني معطل نگهدارد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه اختيار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئيس جمهور بتواند بدون وقت قبلي و در حين مذاكرات رسمي وارد صحن علني آن شود و برخلاف اراده رئيس مجلس به ايراد سخنراني بپردازد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه در برابر تخلفات آشكار و مكرر مسئولان اجرائي از قانون نتواند به وظيفه نظارتي خود عمل كند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند گزارش جنايات كهريزك را بخواند چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است مجلسي كه نتواند به حساب متخلفان در ماجراي مذاكرات ژنو و مسائل هسته اي برسد چگونه مي تواند مدعي باشد كه در راس امور است و...

نمايندگان محترم مجلس بهتر است به جاي بزرگداشت شعاري مدرس در سيره عملي مدرس مطالعه نمايند و به اين واقعيت توجه كنند كه اگر به راه مدرس نروند نه مي توانند در برابر خطر استبداد داخلي بايستند و نه نفوذ استعمار خارجي .

عبادی: جوایز از مالیات معاف اند، پس از پنج سال حالا مالیات می خواهند


سخنگوی وزارت خارجه نروژ (کشوری که جایزه نوبل صلح را اعطا می کند) روز پنجشنبه گذشته از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و اعتراض این کشور به مصادره جایزه صلح نوبل شیرین عبادی در ایران خبر داد.

وزیر خارجه نروژ خبر توقیف جایزه نوبل شیرین عبادی را باور نکردنی خواند واعلام کرد توقیف این جایزه توسط مقامهای یک کشور تاکنون سابقه نداشت.

از سوی دیگر مقام های جمهوری اسلامی ابتدا موضوع توقیف جایزه خانم عبادی را تکذیب کردند، اما بعد شیرین عبادی را متهم ساختند که از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کرده است.

میهمان گفت و گوی ویژه این هفته شیرین عبادی است: نخستین ایرانی و تنها زن مسلمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت های حقوق بشری به دست آورد. شیرین عبادی در این گفتوگو در مورد تازه ترین اتهام هایی که در مورد جایزه اش به اوارد شده توضیح می دهد.

در پاسخ به اتهامی که جمهوری اسلامی به شما نسبت داده و گفته اند که شما از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کردید، چه واکنشی دارید؟

شیرین عبادی: من پنج سال قبل برنده جایزه نوبل شدم. طبق قانون، جوایز از مالیات معاف اند. بعد از پنج سال در تیرماه امسال، یعنی پس از انتخابات، وزارت دارایی از من مطالبه مالیات جایزه را کرد. حال آن که طبق قانون معاف هستم. وکیل من خانم نسرین ستوده اعتراض قانونی خودشان را کردند. پرونده در مرحله تجدید نظر است.

خانم عبادی، اصولاً وقتی تقاضای مالیات می کنند، نامه یا فرمی را می فرستند؟ شما چنین فرمی را دریافت کردید؟

بله. چنین فرمی که مطالبه کنند، به دفتر من ارسال شده و من همانطور که گفتم اعتراض کردم.

سئوالی که پیش می آید این است که چطور پس از پنج سال مطالبه می کنند؟ در حالی که شما سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل و مبلغ نقدی اش را که حدود یک میلیون دلار است، دریافت کردید.

هم این سئوال مطرح است و هم این سئوال که با وجود صراحت قانونی مبنی بر معافیت مالیاتی جوایز، چرا این را از من مطالبه میکنند؟ این سئوالات را باید وزارت دارایی جواب بدهد.

خانم عبادی حساب های بانکی شما و همسرتان که توقیف شده بوده، هنوز هم در توقیف است؟

بله. حساب های بانکی من و همسرم توقیف شده وعلاوه بر حساب های بانکی ما حقوق بازنشستگی ما نیز توقیف شده است. توجه می فرمایید که حقوق بازنشستگی مبلغی از دریافتی هر شخصی است که طی سنوات از او کسر می شود تا بعد از بازنشستگی به او پرداخت شود. اساساً حقوق مستکسب ما است که دولت جمهوری اسلامی این را ضبط کرده و مسدود کرده. اگر ادعای آنها این است که من مالیات نداده ام، باید پرسید چرا حساب های بانکی و حقوق بازنشستگی همسر من را مسدود کرده اید؟

از نظر حقوقی، در قوانین جمهوری اسلامی آیا می توان به عنوان یک متهم یا حتی به منظور مطالبه مالیاتی، حساب کسی یا همسرش را توقیف کرد؟

چنین چیزی در قوانین پیش بینی نشده. همانطور که گفتم مسئله مالیاتی من قطعی نشده و از همه مهمتر از طرف وزارت دارایی حساب های ما مسدود نشده است. بلکه دادسرای انقلاب دستور مسدود شدن حساب های من و همسرم را داده است.

خانم عبادی همانطور که می دانید، پس از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و واکنش وزیر خارجه نروژ، ایران هم عکس العمل نشان داده است. اصولاً از وزارت خارجه نروژ با شما در این مورد تماس گرفته شد؟

من قبلاً طی مصاحبه های مکرر، وضعیت خودم را اعلام کرده بودم. از این جهت این مسئله اهمیت داشت که وقتی که دادگاه انقلاب با برنده جایزه نوبل این چنین غیرقانونی با خشونت رفتار می کند، ببینید با بقیه مردم چگونه رفتار می شود و از مصاحبه هایی که من انجام داده بودم، دولت نروژ متوجه وضعیت من شد، با من تماس گرفتند و من کلیه مطالبی را که امروز برای شما گفتم برای وزارت خارجه نروژ هم گفتم.

خانم عبادی، فکر می کنید در این چند ماهی که برای جلسات سخنرانی و شرکت در کنفرانس ها در اروپا و آمریکا به سر بردید، چرا اکنون این همه فشار، هم به خانواده شما و هم غیرمستقیم به خود شما وارد می آورند؟

کلیه کارهای من مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران است. هرچند من از جهت تئوریک اعتراضاتی به این قوانین دارم، ولی همیشه خود را مطیع قانون دانسته ام، زیرا وکیل دادگستری هستم و کارهای من تماماً در راستای حقوق بشر است. بنابراین، این که چرا عده ای برخلاف قانون چنین رفتاری دارند، را واقعاً نمی فهمم. شاید بهتر باشد این سئوال را خود آنها جواب بدهند.

آیا شما خیال دارید که برای پاسخگویی به این اتهاماتی که به شما نسبت داده شده، در آینده نزدیک به ایران برگردید؟

بله. همسر من، بستگان من، همه در ایران زندگی میکنند و اگر در خارج هستم این یک چیز غیر متعارفی نبوده. من مشاغل بین المللی هم دارم که در این ارتباط قبلاً هم معمولاً چند ماه در سال در خارج از کشور بودم. الان هم در خارج ضمن انجام وظایف بین المللی مشغول اطلاع رسانی از وضعیت ایران در صحنه بین المللی هستم. هر زمان که احساس کنم من در ایران مفیدتر خواهم بود، بلافاصله به ایران بر می گردم و آن زمان خیلی دور نیست.

آیا نگران نیستید که در بازگشت به ایران ممکن است مشکلات و مسائلی برای شما پیش بیاید؟

من نگران نیستم برای اینکه کلیه کارهایی که کرده ام، قانونی است. افرادی که خودشان را فراتر از قانون میدانند بایستی نگران آینده خودشان باشند.

اما از نخستین روزی که شما جایزه صلح نوبل را دریافت کردید، همیشه یادم می آید آقای خاتمی تلویحاً از این مسئله استقبال نکرد و همچنان دستگاه حکومتی نسبت به این ماجرا روی خوشی نشان نمی دهد.

متاسفانه همینطور است و نظر خوشی نسبت به این مسئله ندارند.

در مورد جایزه صلح نوبل شما گفته اند که چهل درصد مالیات به آن تعلق می گیرد. شما حاضر هستید این مالیات سنگین را به دولت بدهید؟

من قبلاً با قسمتی از وجه این جایزه آپارتمانی خریدم و تجهیز کردم و آن را در اختیار کانون مدافعان حقوق بشر گذاشتم. متاسفانه سال پیش دولت ایران به صورت غیرقانونی و با این استدلال غیر موجه که اینها مجوز فعالیت نداشتند، دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را بستند و پلمب کردند؛ که البته باز هم از رفتار غیرقانونی شکایت کردیم که هنوز به جایی نرسیده. قسمتی دیگر از این پول در حساب ها بود برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر، مخارج کانون مدافعان حقوق بشر و کمک به خانواده زندانیان سیاسی، که همانطور که گفتم حساب های مرا طبق دستور دادسرای انقلاب مسدود کرده اند.

عبادی: جوایز از مالیات معاف اند، پس از پنج سال حالا مالیات می خواهند


سخنگوی وزارت خارجه نروژ (کشوری که جایزه نوبل صلح را اعطا می کند) روز پنجشنبه گذشته از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و اعتراض این کشور به مصادره جایزه صلح نوبل شیرین عبادی در ایران خبر داد.

وزیر خارجه نروژ خبر توقیف جایزه نوبل شیرین عبادی را باور نکردنی خواند واعلام کرد توقیف این جایزه توسط مقامهای یک کشور تاکنون سابقه نداشت.

از سوی دیگر مقام های جمهوری اسلامی ابتدا موضوع توقیف جایزه خانم عبادی را تکذیب کردند، اما بعد شیرین عبادی را متهم ساختند که از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کرده است.

میهمان گفت و گوی ویژه این هفته شیرین عبادی است: نخستین ایرانی و تنها زن مسلمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت های حقوق بشری به دست آورد. شیرین عبادی در این گفتوگو در مورد تازه ترین اتهام هایی که در مورد جایزه اش به اوارد شده توضیح می دهد.

در پاسخ به اتهامی که جمهوری اسلامی به شما نسبت داده و گفته اند که شما از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کردید، چه واکنشی دارید؟

شیرین عبادی: من پنج سال قبل برنده جایزه نوبل شدم. طبق قانون، جوایز از مالیات معاف اند. بعد از پنج سال در تیرماه امسال، یعنی پس از انتخابات، وزارت دارایی از من مطالبه مالیات جایزه را کرد. حال آن که طبق قانون معاف هستم. وکیل من خانم نسرین ستوده اعتراض قانونی خودشان را کردند. پرونده در مرحله تجدید نظر است.

خانم عبادی، اصولاً وقتی تقاضای مالیات می کنند، نامه یا فرمی را می فرستند؟ شما چنین فرمی را دریافت کردید؟

بله. چنین فرمی که مطالبه کنند، به دفتر من ارسال شده و من همانطور که گفتم اعتراض کردم.

سئوالی که پیش می آید این است که چطور پس از پنج سال مطالبه می کنند؟ در حالی که شما سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل و مبلغ نقدی اش را که حدود یک میلیون دلار است، دریافت کردید.

هم این سئوال مطرح است و هم این سئوال که با وجود صراحت قانونی مبنی بر معافیت مالیاتی جوایز، چرا این را از من مطالبه میکنند؟ این سئوالات را باید وزارت دارایی جواب بدهد.

خانم عبادی حساب های بانکی شما و همسرتان که توقیف شده بوده، هنوز هم در توقیف است؟

بله. حساب های بانکی من و همسرم توقیف شده وعلاوه بر حساب های بانکی ما حقوق بازنشستگی ما نیز توقیف شده است. توجه می فرمایید که حقوق بازنشستگی مبلغی از دریافتی هر شخصی است که طی سنوات از او کسر می شود تا بعد از بازنشستگی به او پرداخت شود. اساساً حقوق مستکسب ما است که دولت جمهوری اسلامی این را ضبط کرده و مسدود کرده. اگر ادعای آنها این است که من مالیات نداده ام، باید پرسید چرا حساب های بانکی و حقوق بازنشستگی همسر من را مسدود کرده اید؟

از نظر حقوقی، در قوانین جمهوری اسلامی آیا می توان به عنوان یک متهم یا حتی به منظور مطالبه مالیاتی، حساب کسی یا همسرش را توقیف کرد؟

چنین چیزی در قوانین پیش بینی نشده. همانطور که گفتم مسئله مالیاتی من قطعی نشده و از همه مهمتر از طرف وزارت دارایی حساب های ما مسدود نشده است. بلکه دادسرای انقلاب دستور مسدود شدن حساب های من و همسرم را داده است.

خانم عبادی همانطور که می دانید، پس از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و واکنش وزیر خارجه نروژ، ایران هم عکس العمل نشان داده است. اصولاً از وزارت خارجه نروژ با شما در این مورد تماس گرفته شد؟

من قبلاً طی مصاحبه های مکرر، وضعیت خودم را اعلام کرده بودم. از این جهت این مسئله اهمیت داشت که وقتی که دادگاه انقلاب با برنده جایزه نوبل این چنین غیرقانونی با خشونت رفتار می کند، ببینید با بقیه مردم چگونه رفتار می شود و از مصاحبه هایی که من انجام داده بودم، دولت نروژ متوجه وضعیت من شد، با من تماس گرفتند و من کلیه مطالبی را که امروز برای شما گفتم برای وزارت خارجه نروژ هم گفتم.

خانم عبادی، فکر می کنید در این چند ماهی که برای جلسات سخنرانی و شرکت در کنفرانس ها در اروپا و آمریکا به سر بردید، چرا اکنون این همه فشار، هم به خانواده شما و هم غیرمستقیم به خود شما وارد می آورند؟

کلیه کارهای من مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران است. هرچند من از جهت تئوریک اعتراضاتی به این قوانین دارم، ولی همیشه خود را مطیع قانون دانسته ام، زیرا وکیل دادگستری هستم و کارهای من تماماً در راستای حقوق بشر است. بنابراین، این که چرا عده ای برخلاف قانون چنین رفتاری دارند، را واقعاً نمی فهمم. شاید بهتر باشد این سئوال را خود آنها جواب بدهند.

آیا شما خیال دارید که برای پاسخگویی به این اتهاماتی که به شما نسبت داده شده، در آینده نزدیک به ایران برگردید؟

بله. همسر من، بستگان من، همه در ایران زندگی میکنند و اگر در خارج هستم این یک چیز غیر متعارفی نبوده. من مشاغل بین المللی هم دارم که در این ارتباط قبلاً هم معمولاً چند ماه در سال در خارج از کشور بودم. الان هم در خارج ضمن انجام وظایف بین المللی مشغول اطلاع رسانی از وضعیت ایران در صحنه بین المللی هستم. هر زمان که احساس کنم من در ایران مفیدتر خواهم بود، بلافاصله به ایران بر می گردم و آن زمان خیلی دور نیست.

آیا نگران نیستید که در بازگشت به ایران ممکن است مشکلات و مسائلی برای شما پیش بیاید؟

من نگران نیستم برای اینکه کلیه کارهایی که کرده ام، قانونی است. افرادی که خودشان را فراتر از قانون میدانند بایستی نگران آینده خودشان باشند.

اما از نخستین روزی که شما جایزه صلح نوبل را دریافت کردید، همیشه یادم می آید آقای خاتمی تلویحاً از این مسئله استقبال نکرد و همچنان دستگاه حکومتی نسبت به این ماجرا روی خوشی نشان نمی دهد.

متاسفانه همینطور است و نظر خوشی نسبت به این مسئله ندارند.

در مورد جایزه صلح نوبل شما گفته اند که چهل درصد مالیات به آن تعلق می گیرد. شما حاضر هستید این مالیات سنگین را به دولت بدهید؟

من قبلاً با قسمتی از وجه این جایزه آپارتمانی خریدم و تجهیز کردم و آن را در اختیار کانون مدافعان حقوق بشر گذاشتم. متاسفانه سال پیش دولت ایران به صورت غیرقانونی و با این استدلال غیر موجه که اینها مجوز فعالیت نداشتند، دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را بستند و پلمب کردند؛ که البته باز هم از رفتار غیرقانونی شکایت کردیم که هنوز به جایی نرسیده. قسمتی دیگر از این پول در حساب ها بود برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر، مخارج کانون مدافعان حقوق بشر و کمک به خانواده زندانیان سیاسی، که همانطور که گفتم حساب های مرا طبق دستور دادسرای انقلاب مسدود کرده اند.

عبادی: جوایز از مالیات معاف اند، پس از پنج سال حالا مالیات می خواهند


سخنگوی وزارت خارجه نروژ (کشوری که جایزه نوبل صلح را اعطا می کند) روز پنجشنبه گذشته از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و اعتراض این کشور به مصادره جایزه صلح نوبل شیرین عبادی در ایران خبر داد.

وزیر خارجه نروژ خبر توقیف جایزه نوبل شیرین عبادی را باور نکردنی خواند واعلام کرد توقیف این جایزه توسط مقامهای یک کشور تاکنون سابقه نداشت.

از سوی دیگر مقام های جمهوری اسلامی ابتدا موضوع توقیف جایزه خانم عبادی را تکذیب کردند، اما بعد شیرین عبادی را متهم ساختند که از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کرده است.

میهمان گفت و گوی ویژه این هفته شیرین عبادی است: نخستین ایرانی و تنها زن مسلمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت های حقوق بشری به دست آورد. شیرین عبادی در این گفتوگو در مورد تازه ترین اتهام هایی که در مورد جایزه اش به اوارد شده توضیح می دهد.

در پاسخ به اتهامی که جمهوری اسلامی به شما نسبت داده و گفته اند که شما از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کردید، چه واکنشی دارید؟

شیرین عبادی: من پنج سال قبل برنده جایزه نوبل شدم. طبق قانون، جوایز از مالیات معاف اند. بعد از پنج سال در تیرماه امسال، یعنی پس از انتخابات، وزارت دارایی از من مطالبه مالیات جایزه را کرد. حال آن که طبق قانون معاف هستم. وکیل من خانم نسرین ستوده اعتراض قانونی خودشان را کردند. پرونده در مرحله تجدید نظر است.

خانم عبادی، اصولاً وقتی تقاضای مالیات می کنند، نامه یا فرمی را می فرستند؟ شما چنین فرمی را دریافت کردید؟

بله. چنین فرمی که مطالبه کنند، به دفتر من ارسال شده و من همانطور که گفتم اعتراض کردم.

سئوالی که پیش می آید این است که چطور پس از پنج سال مطالبه می کنند؟ در حالی که شما سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل و مبلغ نقدی اش را که حدود یک میلیون دلار است، دریافت کردید.

هم این سئوال مطرح است و هم این سئوال که با وجود صراحت قانونی مبنی بر معافیت مالیاتی جوایز، چرا این را از من مطالبه میکنند؟ این سئوالات را باید وزارت دارایی جواب بدهد.

خانم عبادی حساب های بانکی شما و همسرتان که توقیف شده بوده، هنوز هم در توقیف است؟

بله. حساب های بانکی من و همسرم توقیف شده وعلاوه بر حساب های بانکی ما حقوق بازنشستگی ما نیز توقیف شده است. توجه می فرمایید که حقوق بازنشستگی مبلغی از دریافتی هر شخصی است که طی سنوات از او کسر می شود تا بعد از بازنشستگی به او پرداخت شود. اساساً حقوق مستکسب ما است که دولت جمهوری اسلامی این را ضبط کرده و مسدود کرده. اگر ادعای آنها این است که من مالیات نداده ام، باید پرسید چرا حساب های بانکی و حقوق بازنشستگی همسر من را مسدود کرده اید؟

از نظر حقوقی، در قوانین جمهوری اسلامی آیا می توان به عنوان یک متهم یا حتی به منظور مطالبه مالیاتی، حساب کسی یا همسرش را توقیف کرد؟

چنین چیزی در قوانین پیش بینی نشده. همانطور که گفتم مسئله مالیاتی من قطعی نشده و از همه مهمتر از طرف وزارت دارایی حساب های ما مسدود نشده است. بلکه دادسرای انقلاب دستور مسدود شدن حساب های من و همسرم را داده است.

خانم عبادی همانطور که می دانید، پس از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و واکنش وزیر خارجه نروژ، ایران هم عکس العمل نشان داده است. اصولاً از وزارت خارجه نروژ با شما در این مورد تماس گرفته شد؟

من قبلاً طی مصاحبه های مکرر، وضعیت خودم را اعلام کرده بودم. از این جهت این مسئله اهمیت داشت که وقتی که دادگاه انقلاب با برنده جایزه نوبل این چنین غیرقانونی با خشونت رفتار می کند، ببینید با بقیه مردم چگونه رفتار می شود و از مصاحبه هایی که من انجام داده بودم، دولت نروژ متوجه وضعیت من شد، با من تماس گرفتند و من کلیه مطالبی را که امروز برای شما گفتم برای وزارت خارجه نروژ هم گفتم.

خانم عبادی، فکر می کنید در این چند ماهی که برای جلسات سخنرانی و شرکت در کنفرانس ها در اروپا و آمریکا به سر بردید، چرا اکنون این همه فشار، هم به خانواده شما و هم غیرمستقیم به خود شما وارد می آورند؟

کلیه کارهای من مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران است. هرچند من از جهت تئوریک اعتراضاتی به این قوانین دارم، ولی همیشه خود را مطیع قانون دانسته ام، زیرا وکیل دادگستری هستم و کارهای من تماماً در راستای حقوق بشر است. بنابراین، این که چرا عده ای برخلاف قانون چنین رفتاری دارند، را واقعاً نمی فهمم. شاید بهتر باشد این سئوال را خود آنها جواب بدهند.

آیا شما خیال دارید که برای پاسخگویی به این اتهاماتی که به شما نسبت داده شده، در آینده نزدیک به ایران برگردید؟

بله. همسر من، بستگان من، همه در ایران زندگی میکنند و اگر در خارج هستم این یک چیز غیر متعارفی نبوده. من مشاغل بین المللی هم دارم که در این ارتباط قبلاً هم معمولاً چند ماه در سال در خارج از کشور بودم. الان هم در خارج ضمن انجام وظایف بین المللی مشغول اطلاع رسانی از وضعیت ایران در صحنه بین المللی هستم. هر زمان که احساس کنم من در ایران مفیدتر خواهم بود، بلافاصله به ایران بر می گردم و آن زمان خیلی دور نیست.

آیا نگران نیستید که در بازگشت به ایران ممکن است مشکلات و مسائلی برای شما پیش بیاید؟

من نگران نیستم برای اینکه کلیه کارهایی که کرده ام، قانونی است. افرادی که خودشان را فراتر از قانون میدانند بایستی نگران آینده خودشان باشند.

اما از نخستین روزی که شما جایزه صلح نوبل را دریافت کردید، همیشه یادم می آید آقای خاتمی تلویحاً از این مسئله استقبال نکرد و همچنان دستگاه حکومتی نسبت به این ماجرا روی خوشی نشان نمی دهد.

متاسفانه همینطور است و نظر خوشی نسبت به این مسئله ندارند.

در مورد جایزه صلح نوبل شما گفته اند که چهل درصد مالیات به آن تعلق می گیرد. شما حاضر هستید این مالیات سنگین را به دولت بدهید؟

من قبلاً با قسمتی از وجه این جایزه آپارتمانی خریدم و تجهیز کردم و آن را در اختیار کانون مدافعان حقوق بشر گذاشتم. متاسفانه سال پیش دولت ایران به صورت غیرقانونی و با این استدلال غیر موجه که اینها مجوز فعالیت نداشتند، دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را بستند و پلمب کردند؛ که البته باز هم از رفتار غیرقانونی شکایت کردیم که هنوز به جایی نرسیده. قسمتی دیگر از این پول در حساب ها بود برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر، مخارج کانون مدافعان حقوق بشر و کمک به خانواده زندانیان سیاسی، که همانطور که گفتم حساب های مرا طبق دستور دادسرای انقلاب مسدود کرده اند.

عبادی: جوایز از مالیات معاف اند، پس از پنج سال حالا مالیات می خواهند


سخنگوی وزارت خارجه نروژ (کشوری که جایزه نوبل صلح را اعطا می کند) روز پنجشنبه گذشته از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و اعتراض این کشور به مصادره جایزه صلح نوبل شیرین عبادی در ایران خبر داد.

وزیر خارجه نروژ خبر توقیف جایزه نوبل شیرین عبادی را باور نکردنی خواند واعلام کرد توقیف این جایزه توسط مقامهای یک کشور تاکنون سابقه نداشت.

از سوی دیگر مقام های جمهوری اسلامی ابتدا موضوع توقیف جایزه خانم عبادی را تکذیب کردند، اما بعد شیرین عبادی را متهم ساختند که از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کرده است.

میهمان گفت و گوی ویژه این هفته شیرین عبادی است: نخستین ایرانی و تنها زن مسلمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت های حقوق بشری به دست آورد. شیرین عبادی در این گفتوگو در مورد تازه ترین اتهام هایی که در مورد جایزه اش به اوارد شده توضیح می دهد.

در پاسخ به اتهامی که جمهوری اسلامی به شما نسبت داده و گفته اند که شما از پرداخت تعهدات مالیاتی خود شانه خالی کردید، چه واکنشی دارید؟

شیرین عبادی: من پنج سال قبل برنده جایزه نوبل شدم. طبق قانون، جوایز از مالیات معاف اند. بعد از پنج سال در تیرماه امسال، یعنی پس از انتخابات، وزارت دارایی از من مطالبه مالیات جایزه را کرد. حال آن که طبق قانون معاف هستم. وکیل من خانم نسرین ستوده اعتراض قانونی خودشان را کردند. پرونده در مرحله تجدید نظر است.

خانم عبادی، اصولاً وقتی تقاضای مالیات می کنند، نامه یا فرمی را می فرستند؟ شما چنین فرمی را دریافت کردید؟

بله. چنین فرمی که مطالبه کنند، به دفتر من ارسال شده و من همانطور که گفتم اعتراض کردم.

سئوالی که پیش می آید این است که چطور پس از پنج سال مطالبه می کنند؟ در حالی که شما سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل و مبلغ نقدی اش را که حدود یک میلیون دلار است، دریافت کردید.

هم این سئوال مطرح است و هم این سئوال که با وجود صراحت قانونی مبنی بر معافیت مالیاتی جوایز، چرا این را از من مطالبه میکنند؟ این سئوالات را باید وزارت دارایی جواب بدهد.

خانم عبادی حساب های بانکی شما و همسرتان که توقیف شده بوده، هنوز هم در توقیف است؟

بله. حساب های بانکی من و همسرم توقیف شده وعلاوه بر حساب های بانکی ما حقوق بازنشستگی ما نیز توقیف شده است. توجه می فرمایید که حقوق بازنشستگی مبلغی از دریافتی هر شخصی است که طی سنوات از او کسر می شود تا بعد از بازنشستگی به او پرداخت شود. اساساً حقوق مستکسب ما است که دولت جمهوری اسلامی این را ضبط کرده و مسدود کرده. اگر ادعای آنها این است که من مالیات نداده ام، باید پرسید چرا حساب های بانکی و حقوق بازنشستگی همسر من را مسدود کرده اید؟

از نظر حقوقی، در قوانین جمهوری اسلامی آیا می توان به عنوان یک متهم یا حتی به منظور مطالبه مالیاتی، حساب کسی یا همسرش را توقیف کرد؟

چنین چیزی در قوانین پیش بینی نشده. همانطور که گفتم مسئله مالیاتی من قطعی نشده و از همه مهمتر از طرف وزارت دارایی حساب های ما مسدود نشده است. بلکه دادسرای انقلاب دستور مسدود شدن حساب های من و همسرم را داده است.

خانم عبادی همانطور که می دانید، پس از احضار کاردار سفارت ایران در اسلو و واکنش وزیر خارجه نروژ، ایران هم عکس العمل نشان داده است. اصولاً از وزارت خارجه نروژ با شما در این مورد تماس گرفته شد؟

من قبلاً طی مصاحبه های مکرر، وضعیت خودم را اعلام کرده بودم. از این جهت این مسئله اهمیت داشت که وقتی که دادگاه انقلاب با برنده جایزه نوبل این چنین غیرقانونی با خشونت رفتار می کند، ببینید با بقیه مردم چگونه رفتار می شود و از مصاحبه هایی که من انجام داده بودم، دولت نروژ متوجه وضعیت من شد، با من تماس گرفتند و من کلیه مطالبی را که امروز برای شما گفتم برای وزارت خارجه نروژ هم گفتم.

خانم عبادی، فکر می کنید در این چند ماهی که برای جلسات سخنرانی و شرکت در کنفرانس ها در اروپا و آمریکا به سر بردید، چرا اکنون این همه فشار، هم به خانواده شما و هم غیرمستقیم به خود شما وارد می آورند؟

کلیه کارهای من مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران است. هرچند من از جهت تئوریک اعتراضاتی به این قوانین دارم، ولی همیشه خود را مطیع قانون دانسته ام، زیرا وکیل دادگستری هستم و کارهای من تماماً در راستای حقوق بشر است. بنابراین، این که چرا عده ای برخلاف قانون چنین رفتاری دارند، را واقعاً نمی فهمم. شاید بهتر باشد این سئوال را خود آنها جواب بدهند.

آیا شما خیال دارید که برای پاسخگویی به این اتهاماتی که به شما نسبت داده شده، در آینده نزدیک به ایران برگردید؟

بله. همسر من، بستگان من، همه در ایران زندگی میکنند و اگر در خارج هستم این یک چیز غیر متعارفی نبوده. من مشاغل بین المللی هم دارم که در این ارتباط قبلاً هم معمولاً چند ماه در سال در خارج از کشور بودم. الان هم در خارج ضمن انجام وظایف بین المللی مشغول اطلاع رسانی از وضعیت ایران در صحنه بین المللی هستم. هر زمان که احساس کنم من در ایران مفیدتر خواهم بود، بلافاصله به ایران بر می گردم و آن زمان خیلی دور نیست.

آیا نگران نیستید که در بازگشت به ایران ممکن است مشکلات و مسائلی برای شما پیش بیاید؟

من نگران نیستم برای اینکه کلیه کارهایی که کرده ام، قانونی است. افرادی که خودشان را فراتر از قانون میدانند بایستی نگران آینده خودشان باشند.

اما از نخستین روزی که شما جایزه صلح نوبل را دریافت کردید، همیشه یادم می آید آقای خاتمی تلویحاً از این مسئله استقبال نکرد و همچنان دستگاه حکومتی نسبت به این ماجرا روی خوشی نشان نمی دهد.

متاسفانه همینطور است و نظر خوشی نسبت به این مسئله ندارند.

در مورد جایزه صلح نوبل شما گفته اند که چهل درصد مالیات به آن تعلق می گیرد. شما حاضر هستید این مالیات سنگین را به دولت بدهید؟

من قبلاً با قسمتی از وجه این جایزه آپارتمانی خریدم و تجهیز کردم و آن را در اختیار کانون مدافعان حقوق بشر گذاشتم. متاسفانه سال پیش دولت ایران به صورت غیرقانونی و با این استدلال غیر موجه که اینها مجوز فعالیت نداشتند، دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را بستند و پلمب کردند؛ که البته باز هم از رفتار غیرقانونی شکایت کردیم که هنوز به جایی نرسیده. قسمتی دیگر از این پول در حساب ها بود برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر، مخارج کانون مدافعان حقوق بشر و کمک به خانواده زندانیان سیاسی، که همانطور که گفتم حساب های مرا طبق دستور دادسرای انقلاب مسدود کرده اند.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic