Tuesday, December 8, 2009

سایت کروبی: حتی گل های آنها هم بوی خشونت می دهد


سایت تغییر: روز دوشنبه در دانشگاه های سراسر کشور ، از جمله تهران ، شیراز ، مشهد ، همدان ، اراک ، اصفهان ، شهرکرد ، کرمانشاه ، اهواز ، رشت و دیگر شهرهای کشور ، دانشجویان با پرپایی تجمعات مسالمت آمیز خواستار متوقف کردن سرکوب های وحشیانه و استبداد علیه دانشجویان و ملت ایران شدند که متاسفانه نیروی های سرکوبگر با نهایت وحشی گری و با ضربات باتوم به سر و صورت پیر و جوان و زن و مرد می زدند و با الفاظ رکیک ضد انسانی ، مردم عزیزمان را بدرقه می کردند . به گزارش شاهدان عینی از تهران ، در میدان انقلاب ، بلوار کشاورز ، خیابان کارگر و … ده ها هزار نیروی یگان ویژه و نظامی مستقر شده بودند و اقدام به سرکوب وحشیانه جوانان ، بخصوص دختران و افراد مسن می کردند که فقط برای احقاق حقوق خود به خیابان آمده بودند . نیروهای سپاه که از قبل وعده داده بودند با گل به استقبال دانشجویان می روند ، با ضرب و شتم شدید و وحشیانه مردم و با ضربات باتوم و پرتاب گاز اشکاور و تیرهوایی در اطراف دانشگاه و خیابان نشان دادند حتی گل های آنها هم بوی خشونت و استبداد می دهد .

سایت کروبی: حتی گل های آنها هم بوی خشونت می دهد


سایت تغییر: روز دوشنبه در دانشگاه های سراسر کشور ، از جمله تهران ، شیراز ، مشهد ، همدان ، اراک ، اصفهان ، شهرکرد ، کرمانشاه ، اهواز ، رشت و دیگر شهرهای کشور ، دانشجویان با پرپایی تجمعات مسالمت آمیز خواستار متوقف کردن سرکوب های وحشیانه و استبداد علیه دانشجویان و ملت ایران شدند که متاسفانه نیروی های سرکوبگر با نهایت وحشی گری و با ضربات باتوم به سر و صورت پیر و جوان و زن و مرد می زدند و با الفاظ رکیک ضد انسانی ، مردم عزیزمان را بدرقه می کردند . به گزارش شاهدان عینی از تهران ، در میدان انقلاب ، بلوار کشاورز ، خیابان کارگر و … ده ها هزار نیروی یگان ویژه و نظامی مستقر شده بودند و اقدام به سرکوب وحشیانه جوانان ، بخصوص دختران و افراد مسن می کردند که فقط برای احقاق حقوق خود به خیابان آمده بودند . نیروهای سپاه که از قبل وعده داده بودند با گل به استقبال دانشجویان می روند ، با ضرب و شتم شدید و وحشیانه مردم و با ضربات باتوم و پرتاب گاز اشکاور و تیرهوایی در اطراف دانشگاه و خیابان نشان دادند حتی گل های آنها هم بوی خشونت و استبداد می دهد .

سایت کروبی: حتی گل های آنها هم بوی خشونت می دهد


سایت تغییر: روز دوشنبه در دانشگاه های سراسر کشور ، از جمله تهران ، شیراز ، مشهد ، همدان ، اراک ، اصفهان ، شهرکرد ، کرمانشاه ، اهواز ، رشت و دیگر شهرهای کشور ، دانشجویان با پرپایی تجمعات مسالمت آمیز خواستار متوقف کردن سرکوب های وحشیانه و استبداد علیه دانشجویان و ملت ایران شدند که متاسفانه نیروی های سرکوبگر با نهایت وحشی گری و با ضربات باتوم به سر و صورت پیر و جوان و زن و مرد می زدند و با الفاظ رکیک ضد انسانی ، مردم عزیزمان را بدرقه می کردند . به گزارش شاهدان عینی از تهران ، در میدان انقلاب ، بلوار کشاورز ، خیابان کارگر و … ده ها هزار نیروی یگان ویژه و نظامی مستقر شده بودند و اقدام به سرکوب وحشیانه جوانان ، بخصوص دختران و افراد مسن می کردند که فقط برای احقاق حقوق خود به خیابان آمده بودند . نیروهای سپاه که از قبل وعده داده بودند با گل به استقبال دانشجویان می روند ، با ضرب و شتم شدید و وحشیانه مردم و با ضربات باتوم و پرتاب گاز اشکاور و تیرهوایی در اطراف دانشگاه و خیابان نشان دادند حتی گل های آنها هم بوی خشونت و استبداد می دهد .

سایت کروبی: حتی گل های آنها هم بوی خشونت می دهد


سایت تغییر: روز دوشنبه در دانشگاه های سراسر کشور ، از جمله تهران ، شیراز ، مشهد ، همدان ، اراک ، اصفهان ، شهرکرد ، کرمانشاه ، اهواز ، رشت و دیگر شهرهای کشور ، دانشجویان با پرپایی تجمعات مسالمت آمیز خواستار متوقف کردن سرکوب های وحشیانه و استبداد علیه دانشجویان و ملت ایران شدند که متاسفانه نیروی های سرکوبگر با نهایت وحشی گری و با ضربات باتوم به سر و صورت پیر و جوان و زن و مرد می زدند و با الفاظ رکیک ضد انسانی ، مردم عزیزمان را بدرقه می کردند . به گزارش شاهدان عینی از تهران ، در میدان انقلاب ، بلوار کشاورز ، خیابان کارگر و … ده ها هزار نیروی یگان ویژه و نظامی مستقر شده بودند و اقدام به سرکوب وحشیانه جوانان ، بخصوص دختران و افراد مسن می کردند که فقط برای احقاق حقوق خود به خیابان آمده بودند . نیروهای سپاه که از قبل وعده داده بودند با گل به استقبال دانشجویان می روند ، با ضرب و شتم شدید و وحشیانه مردم و با ضربات باتوم و پرتاب گاز اشکاور و تیرهوایی در اطراف دانشگاه و خیابان نشان دادند حتی گل های آنها هم بوی خشونت و استبداد می دهد .

وبلاگ؛ ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود


منبع قدرت دیکتاتوری ترس است. این را همه خیلی خوب میدانند، بخصوص دیکتاتورها. به همین چند ماه اخیر نگاه کنید، نوکران دربار ولی ظالمان هر روز خشونت بیشتری نشان میدهند. حالا کارشان به جایی کشیده كه وحشیگری خود را بیش از پیش متوجه خواهران و مادران ما کرده اند. همچون حیوان به آنان در تظاهرات حمله میکنند. مادران داغدار را در پارک دستگیر میکنند. به خانم رهنورد اسپری فلفل میپاشند. زن و مرد، پیر و جوان، حتی آنکه در گذر است و از ماجرا بی خبر را میزنند و میبرند. دانشجویان را از پنجره دانشگاه به بیرون میاندازند. احمد زید آبادی كه یکی از شریفترین ایرانیان است، را بعد از ماه ها حصر و شکنجه‎، به زندان و تبعید محکوم میکنند. اما چشمه آزادیخواهی مردم شریف ایران پر شده، به دریای خروشانی بدل گشته، و ولی ظلم حتی با پیل شکنجه های عهد مغول هم دیگر نمیتواند از این دریا بگذرد. این كه این گونه سبعانه میزند و میبندد و میکشد، همه حکایت از آن دارد كه دیکتاتور دست و دل خود را باخته، چرا كه میداند ترس ملت ریخته. ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود. آب ریخته را نمیتوان به کوزه باز گرداند. حتی منی كه دارم به حدود پنجاه سالگی میرسم، و روزهای تلخ دهه شصت را شاهد بوده ام، و دوستانی بسیار را دیده ام كه در جهنم زندان و اعدام آن سالها سوختند و پر پر شدند، ترسی از دیکتاتور و حکومت نخ نمایش ندارم، چه رسد به جوانان امروز.
وقتی دیدم روز ۱۶ آذر باز دارند میزنند، اول میخواستم بنویسم “ولد الزنا نزن! نامرد دستگیر نکن!” اما دیدم از عمله دیکتاتوری دم مرگ انتظاری جز زدن و دستگیر کردن نمیرود. آنقدر ما را بزنید تا مچ های دستهایتان خرد شوند! هزار اوین دیگر بسازید چرا كه به خیابان باز خواهیم گشت. آقای خامنه ای اگر لازم باشد در خونمان غرق تان خواهیم کرد، ولی حتی یک لحظه هم به این خیال باطل نباش كه وحوش باغ وحش ولایت میتوانند داربست موریانه خورده دیکتاتوری را بر پای نگاه دارند.

وبلاگ؛ ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود


منبع قدرت دیکتاتوری ترس است. این را همه خیلی خوب میدانند، بخصوص دیکتاتورها. به همین چند ماه اخیر نگاه کنید، نوکران دربار ولی ظالمان هر روز خشونت بیشتری نشان میدهند. حالا کارشان به جایی کشیده كه وحشیگری خود را بیش از پیش متوجه خواهران و مادران ما کرده اند. همچون حیوان به آنان در تظاهرات حمله میکنند. مادران داغدار را در پارک دستگیر میکنند. به خانم رهنورد اسپری فلفل میپاشند. زن و مرد، پیر و جوان، حتی آنکه در گذر است و از ماجرا بی خبر را میزنند و میبرند. دانشجویان را از پنجره دانشگاه به بیرون میاندازند. احمد زید آبادی كه یکی از شریفترین ایرانیان است، را بعد از ماه ها حصر و شکنجه‎، به زندان و تبعید محکوم میکنند. اما چشمه آزادیخواهی مردم شریف ایران پر شده، به دریای خروشانی بدل گشته، و ولی ظلم حتی با پیل شکنجه های عهد مغول هم دیگر نمیتواند از این دریا بگذرد. این كه این گونه سبعانه میزند و میبندد و میکشد، همه حکایت از آن دارد كه دیکتاتور دست و دل خود را باخته، چرا كه میداند ترس ملت ریخته. ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود. آب ریخته را نمیتوان به کوزه باز گرداند. حتی منی كه دارم به حدود پنجاه سالگی میرسم، و روزهای تلخ دهه شصت را شاهد بوده ام، و دوستانی بسیار را دیده ام كه در جهنم زندان و اعدام آن سالها سوختند و پر پر شدند، ترسی از دیکتاتور و حکومت نخ نمایش ندارم، چه رسد به جوانان امروز.
وقتی دیدم روز ۱۶ آذر باز دارند میزنند، اول میخواستم بنویسم “ولد الزنا نزن! نامرد دستگیر نکن!” اما دیدم از عمله دیکتاتوری دم مرگ انتظاری جز زدن و دستگیر کردن نمیرود. آنقدر ما را بزنید تا مچ های دستهایتان خرد شوند! هزار اوین دیگر بسازید چرا كه به خیابان باز خواهیم گشت. آقای خامنه ای اگر لازم باشد در خونمان غرق تان خواهیم کرد، ولی حتی یک لحظه هم به این خیال باطل نباش كه وحوش باغ وحش ولایت میتوانند داربست موریانه خورده دیکتاتوری را بر پای نگاه دارند.

وبلاگ؛ ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود


منبع قدرت دیکتاتوری ترس است. این را همه خیلی خوب میدانند، بخصوص دیکتاتورها. به همین چند ماه اخیر نگاه کنید، نوکران دربار ولی ظالمان هر روز خشونت بیشتری نشان میدهند. حالا کارشان به جایی کشیده كه وحشیگری خود را بیش از پیش متوجه خواهران و مادران ما کرده اند. همچون حیوان به آنان در تظاهرات حمله میکنند. مادران داغدار را در پارک دستگیر میکنند. به خانم رهنورد اسپری فلفل میپاشند. زن و مرد، پیر و جوان، حتی آنکه در گذر است و از ماجرا بی خبر را میزنند و میبرند. دانشجویان را از پنجره دانشگاه به بیرون میاندازند. احمد زید آبادی كه یکی از شریفترین ایرانیان است، را بعد از ماه ها حصر و شکنجه‎، به زندان و تبعید محکوم میکنند. اما چشمه آزادیخواهی مردم شریف ایران پر شده، به دریای خروشانی بدل گشته، و ولی ظلم حتی با پیل شکنجه های عهد مغول هم دیگر نمیتواند از این دریا بگذرد. این كه این گونه سبعانه میزند و میبندد و میکشد، همه حکایت از آن دارد كه دیکتاتور دست و دل خود را باخته، چرا كه میداند ترس ملت ریخته. ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود. آب ریخته را نمیتوان به کوزه باز گرداند. حتی منی كه دارم به حدود پنجاه سالگی میرسم، و روزهای تلخ دهه شصت را شاهد بوده ام، و دوستانی بسیار را دیده ام كه در جهنم زندان و اعدام آن سالها سوختند و پر پر شدند، ترسی از دیکتاتور و حکومت نخ نمایش ندارم، چه رسد به جوانان امروز.
وقتی دیدم روز ۱۶ آذر باز دارند میزنند، اول میخواستم بنویسم “ولد الزنا نزن! نامرد دستگیر نکن!” اما دیدم از عمله دیکتاتوری دم مرگ انتظاری جز زدن و دستگیر کردن نمیرود. آنقدر ما را بزنید تا مچ های دستهایتان خرد شوند! هزار اوین دیگر بسازید چرا كه به خیابان باز خواهیم گشت. آقای خامنه ای اگر لازم باشد در خونمان غرق تان خواهیم کرد، ولی حتی یک لحظه هم به این خیال باطل نباش كه وحوش باغ وحش ولایت میتوانند داربست موریانه خورده دیکتاتوری را بر پای نگاه دارند.

وبلاگ؛ ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود


منبع قدرت دیکتاتوری ترس است. این را همه خیلی خوب میدانند، بخصوص دیکتاتورها. به همین چند ماه اخیر نگاه کنید، نوکران دربار ولی ظالمان هر روز خشونت بیشتری نشان میدهند. حالا کارشان به جایی کشیده كه وحشیگری خود را بیش از پیش متوجه خواهران و مادران ما کرده اند. همچون حیوان به آنان در تظاهرات حمله میکنند. مادران داغدار را در پارک دستگیر میکنند. به خانم رهنورد اسپری فلفل میپاشند. زن و مرد، پیر و جوان، حتی آنکه در گذر است و از ماجرا بی خبر را میزنند و میبرند. دانشجویان را از پنجره دانشگاه به بیرون میاندازند. احمد زید آبادی كه یکی از شریفترین ایرانیان است، را بعد از ماه ها حصر و شکنجه‎، به زندان و تبعید محکوم میکنند. اما چشمه آزادیخواهی مردم شریف ایران پر شده، به دریای خروشانی بدل گشته، و ولی ظلم حتی با پیل شکنجه های عهد مغول هم دیگر نمیتواند از این دریا بگذرد. این كه این گونه سبعانه میزند و میبندد و میکشد، همه حکایت از آن دارد كه دیکتاتور دست و دل خود را باخته، چرا كه میداند ترس ملت ریخته. ۱۶ آذر نشان داد كه دیکتاتور و دیکتاتوری باید برود. آب ریخته را نمیتوان به کوزه باز گرداند. حتی منی كه دارم به حدود پنجاه سالگی میرسم، و روزهای تلخ دهه شصت را شاهد بوده ام، و دوستانی بسیار را دیده ام كه در جهنم زندان و اعدام آن سالها سوختند و پر پر شدند، ترسی از دیکتاتور و حکومت نخ نمایش ندارم، چه رسد به جوانان امروز.
وقتی دیدم روز ۱۶ آذر باز دارند میزنند، اول میخواستم بنویسم “ولد الزنا نزن! نامرد دستگیر نکن!” اما دیدم از عمله دیکتاتوری دم مرگ انتظاری جز زدن و دستگیر کردن نمیرود. آنقدر ما را بزنید تا مچ های دستهایتان خرد شوند! هزار اوین دیگر بسازید چرا كه به خیابان باز خواهیم گشت. آقای خامنه ای اگر لازم باشد در خونمان غرق تان خواهیم کرد، ولی حتی یک لحظه هم به این خیال باطل نباش كه وحوش باغ وحش ولایت میتوانند داربست موریانه خورده دیکتاتوری را بر پای نگاه دارند.

یورش مامورین وزارت اطلاعات و دستگیری یک مادر در کرج


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز دوشنبه مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
روز دوشنبه 16 آذر ماه حوالی ساعت 13:00 مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده جوشن یورش بردندو با شکستن درب منزل آنها وارد منزل شدند و خانم زهرا اسدپور گرجی 51 ساله دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
محبی سربازجوی وزارت اطلاعات در کرج صبح روز دوشنبه با خانم اسدپور تماس تلفنی برقرار کرد و به او گفت: امروز رضا از زندان با تو تماس تلفنی برقرار خواهد کرد و جایی نروید.خانم اسدپور گرجی در حالی که در انتظار تماس فرزندش بسر می برد مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و دستگیر شد.
زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی از ناراحتی حاد قلب و فشار خون رنج می برد. او همچنین مدتی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود .
پیش از این رضا جوشن 25 ساله فرزند خانم اسد پور گرجی 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه منتقل شد و تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط این زندانی در دست نیست.
لازم به یادآوری است که خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش فاطمه جوشن به بدلیل دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق در سال 1386 دستگیر شد و محکوم به 16 ماه زندان گردید. آنها پس از پایان مدت محکومیت غیر انسانی خود چند ماه پیش آزاد شدند.
یورشها در کرج علیه دانشجویان، فعالین سیاسی و خانواده ها به فرماندهی فردی بنام محبی صورت می گیرد. او از سر بازجویان وزارت اطلاعات در بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه است.این بند مانند بند 209 زندان اوین از سلولهای انفرادی تشکیل شده است ودر اختیار بازجویان وزارت اطلاعات است و دارای شرایط قرون وسطائی است. محبی خود بازجوئی و شکنجه زندانیان سیاسی در این بند رابه عهده دارد. این فرد محبي علاوه بر شكنجه خود زندانيان اقدام به تهدید و اذیت وآزار خانواده هاي آنها كرده و پرونده سازی علیه زندانیان سیاسی را انجام میدهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل ،دستگیری و انتقال به نقاط نامعلوم را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

17 آذر 1388 برابر با 8 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

یورش مامورین وزارت اطلاعات و دستگیری یک مادر در کرج


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز دوشنبه مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
روز دوشنبه 16 آذر ماه حوالی ساعت 13:00 مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده جوشن یورش بردندو با شکستن درب منزل آنها وارد منزل شدند و خانم زهرا اسدپور گرجی 51 ساله دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
محبی سربازجوی وزارت اطلاعات در کرج صبح روز دوشنبه با خانم اسدپور تماس تلفنی برقرار کرد و به او گفت: امروز رضا از زندان با تو تماس تلفنی برقرار خواهد کرد و جایی نروید.خانم اسدپور گرجی در حالی که در انتظار تماس فرزندش بسر می برد مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و دستگیر شد.
زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی از ناراحتی حاد قلب و فشار خون رنج می برد. او همچنین مدتی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود .
پیش از این رضا جوشن 25 ساله فرزند خانم اسد پور گرجی 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه منتقل شد و تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط این زندانی در دست نیست.
لازم به یادآوری است که خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش فاطمه جوشن به بدلیل دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق در سال 1386 دستگیر شد و محکوم به 16 ماه زندان گردید. آنها پس از پایان مدت محکومیت غیر انسانی خود چند ماه پیش آزاد شدند.
یورشها در کرج علیه دانشجویان، فعالین سیاسی و خانواده ها به فرماندهی فردی بنام محبی صورت می گیرد. او از سر بازجویان وزارت اطلاعات در بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه است.این بند مانند بند 209 زندان اوین از سلولهای انفرادی تشکیل شده است ودر اختیار بازجویان وزارت اطلاعات است و دارای شرایط قرون وسطائی است. محبی خود بازجوئی و شکنجه زندانیان سیاسی در این بند رابه عهده دارد. این فرد محبي علاوه بر شكنجه خود زندانيان اقدام به تهدید و اذیت وآزار خانواده هاي آنها كرده و پرونده سازی علیه زندانیان سیاسی را انجام میدهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل ،دستگیری و انتقال به نقاط نامعلوم را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

17 آذر 1388 برابر با 8 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

یورش مامورین وزارت اطلاعات و دستگیری یک مادر در کرج


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز دوشنبه مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
روز دوشنبه 16 آذر ماه حوالی ساعت 13:00 مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده جوشن یورش بردندو با شکستن درب منزل آنها وارد منزل شدند و خانم زهرا اسدپور گرجی 51 ساله دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
محبی سربازجوی وزارت اطلاعات در کرج صبح روز دوشنبه با خانم اسدپور تماس تلفنی برقرار کرد و به او گفت: امروز رضا از زندان با تو تماس تلفنی برقرار خواهد کرد و جایی نروید.خانم اسدپور گرجی در حالی که در انتظار تماس فرزندش بسر می برد مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و دستگیر شد.
زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی از ناراحتی حاد قلب و فشار خون رنج می برد. او همچنین مدتی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود .
پیش از این رضا جوشن 25 ساله فرزند خانم اسد پور گرجی 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه منتقل شد و تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط این زندانی در دست نیست.
لازم به یادآوری است که خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش فاطمه جوشن به بدلیل دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق در سال 1386 دستگیر شد و محکوم به 16 ماه زندان گردید. آنها پس از پایان مدت محکومیت غیر انسانی خود چند ماه پیش آزاد شدند.
یورشها در کرج علیه دانشجویان، فعالین سیاسی و خانواده ها به فرماندهی فردی بنام محبی صورت می گیرد. او از سر بازجویان وزارت اطلاعات در بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه است.این بند مانند بند 209 زندان اوین از سلولهای انفرادی تشکیل شده است ودر اختیار بازجویان وزارت اطلاعات است و دارای شرایط قرون وسطائی است. محبی خود بازجوئی و شکنجه زندانیان سیاسی در این بند رابه عهده دارد. این فرد محبي علاوه بر شكنجه خود زندانيان اقدام به تهدید و اذیت وآزار خانواده هاي آنها كرده و پرونده سازی علیه زندانیان سیاسی را انجام میدهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل ،دستگیری و انتقال به نقاط نامعلوم را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

17 آذر 1388 برابر با 8 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

یورش مامورین وزارت اطلاعات و دستگیری یک مادر در کرج


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز دوشنبه مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
روز دوشنبه 16 آذر ماه حوالی ساعت 13:00 مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده جوشن یورش بردندو با شکستن درب منزل آنها وارد منزل شدند و خانم زهرا اسدپور گرجی 51 ساله دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
محبی سربازجوی وزارت اطلاعات در کرج صبح روز دوشنبه با خانم اسدپور تماس تلفنی برقرار کرد و به او گفت: امروز رضا از زندان با تو تماس تلفنی برقرار خواهد کرد و جایی نروید.خانم اسدپور گرجی در حالی که در انتظار تماس فرزندش بسر می برد مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و دستگیر شد.
زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی از ناراحتی حاد قلب و فشار خون رنج می برد. او همچنین مدتی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود .
پیش از این رضا جوشن 25 ساله فرزند خانم اسد پور گرجی 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه منتقل شد و تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط این زندانی در دست نیست.
لازم به یادآوری است که خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش فاطمه جوشن به بدلیل دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق در سال 1386 دستگیر شد و محکوم به 16 ماه زندان گردید. آنها پس از پایان مدت محکومیت غیر انسانی خود چند ماه پیش آزاد شدند.
یورشها در کرج علیه دانشجویان، فعالین سیاسی و خانواده ها به فرماندهی فردی بنام محبی صورت می گیرد. او از سر بازجویان وزارت اطلاعات در بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه است.این بند مانند بند 209 زندان اوین از سلولهای انفرادی تشکیل شده است ودر اختیار بازجویان وزارت اطلاعات است و دارای شرایط قرون وسطائی است. محبی خود بازجوئی و شکنجه زندانیان سیاسی در این بند رابه عهده دارد. این فرد محبي علاوه بر شكنجه خود زندانيان اقدام به تهدید و اذیت وآزار خانواده هاي آنها كرده و پرونده سازی علیه زندانیان سیاسی را انجام میدهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل ،دستگیری و انتقال به نقاط نامعلوم را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

17 آذر 1388 برابر با 8 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic